تبلیغات
تاریخ ایران - سپاه گمشدهٔ کمبوجیه
 
تاریخ ایران
بیایین تا تاریخ ایران زمین را بهتر بشناسیم
 
 

سپاه گمشدهٔ کمبوجیه به سپاه پنجاه هزار نفری‌ای گفته می‌شود که کمبوجیه دوم جهت تسخیر سرزمین آمونی‌ها واقع در لیبی امروزی اعزام کرد و از آنها هرگز خبری باز نیامد.

در کتاب سوم تاریخ هرودوت آمده‌است که کمبوجیه پس از تسخیر مصر از مقر خود در شهر تبس واقع بر کرانهٔ شرقی رودخانهٔ نیل در مصر، سه لشکر از سپاهیان خود جدا کرد، یکی را مأمور فتح کارتاژ (تونس کنونی) و دیگری را به عزم تصرف حبشه روانه ساخت و دستهٔ سومی را که هرودوت نوشته است، پنجاه هزار نفر بودند، برای انقیاد آمونی‌ها یا پرستندگان آمون پروردگار بسیاری از اقوام قدیمی به لیبی فرستاد. این عده با چند راهنما تا واحهٔ سیوه در ناحیهٔ مرزی مصر و لیبی پیش رفتند.

هرودوت می‌نویسد:

از اطلاعاتی که بدست آمده‌است چنین بر می‌آید که این لشکر به واحه‌ای که دیار سعیدان نام داشت رسیدند اما از آن پس راجع به سرگذشت آنها هیچ گونه اطلاعی در دست نیست. در هر حال آن دسته به حدود آمونی‌ها نرسیدند و به مصر هم مراجعت نکردند ولی به گفتهٔ آمونی‌ها و دیگران که گویا از ایشان شنیده باشند هنگامی که این عده واحه را ترک کردند، ضمن پیشروی در صحرای بین این آبادی و سامان طایفهٔ آمونی باد جنوبی با شدتی تمام برخاست و لشکر شاهی را که مشغول خوردن غذای نیمروز بودند، در زیر ریگ روان مدفون و به کلی ناپدید کرد.


خبر درگذشت کوروش بزگ به مصر می رسد؛فرعون آن زمان مصر آمازیس نام داشت-آمازیس فرزندش(پسامتیک)را برای گسترش مرزهای شرقی همراه با سپاهیان بیشمار به فلسطین و سوریه روانه می کند.شاهنشاه(کمبوجیه)برای رویایویی با گستاخی مصریان به شام لشکرکشی می کند،و مصریان را مجبور به برگشت به فلسطین می کند.

پسامتیک در فلسطین آگاه می شود که پدرش آمازیس درگذشته است!بنابراین تصمیم به عقب نشینی به پایتختش ممفیس می کند.ولی این بار کمبوجیه تصمیم می گیرد جواب گستاخی مصریان را بدهد؛از این روی وی نیز به طرف ممفیس لشگرکشی می کند.

پسامتیک در دهانه شرقی دلتای نیل تلاش می کند تا راه سپاهیان ایران را ببندد؛ولی برای دوین بار بر لشگریان ایران چیره نمی شود!

پسامتیک  تنها یک راه دارد؛آن هم فرار به پایتخت است.

مصریان در ممفیس سخت تلاش می کنند تا بر کمبوجیه چیره شوند؛اما دیری نمیپاید که شاهنشاه ایران را در پایتخت خود می بینند...

مصر یکی از ایالت های ایران می شود

بخش بسیار از آفریقا تابع هخامنشیان می شود؛ولی برخی از کاهنان معبد آمون کمبوجیه را به عنوان حاکم نمی پذیرند-از این روی کمبوجیه سپاه پنجاه هزارنفری برای سرکوب کاهن معبد آمون به بخشی از مصر روانه می کند...

اما انگار این سپاه در بیابان های افریقا آب شده است،و به زمین رفته است!

این سپاه گمشده در نزد مصریان تبدیل به افسانه می شود.مصریان در مورد این سپاه افسانه ها می سازند

تا اینکه چندی پیش چند ایتالیایی ادعای هردوت را نسبت به سرنوشت سپاه افسانه ای هخامنشی ثابت می کند...!

 

به نقل از باستان‌شناسان ایتالیایی بقایای ارتش شاهنشاهی ایران که گفته می شود 2500 سال پیش در توفان شن که در غرب صحرای مصر رخ داد ناپدید شده بودند، سرانجام پس از سیزده سال تلاش و پژوهش باستان شناختی کشف و یکی از بزرگ‌ترین معماهای باستان شناسی را حل کرد.

 

اسلحه‌های برنزی، یک گردنبند نقره‌ای و یک گوشواره و نیز هزاران قطعه استخوان انسان در صحرای پهناور وحشی و عاری از سکنه درمنطقه ساهارا(صحرا) امید پژوهشگران را به کشف ارتش گمشده کمبوجیه دوم شاهنشاه ایرانی را برانگیخت.

 

ارتشی که گفته شده است با 50 هزار مرد جنگی براثر گرفتار شدن در توفان شن در سال 525 پیش از میلاد دراین صحرای سوزان دفن شدند.

 

«داریو دل بوفالو» یکی از اعضای تیم کاوش باستان‌شناسی در منطقه صحرای مصر از دانشگاه لسه درهمین زمینه می گوید: «ما اولین شواهد باستان‌شناسی را بدست آورده‌ایم که گزارش‌های هرودت تاریخ‌نگار یونان باستان را تایید می‌کند.»

 

طبق نوشته‌های هرودت کمبوجیه پسر کورش کبیر پس از سرپیچی کاهن معبد آمون از پذیرش ادعای کمبوجیه بر فرمانروایی مصر، با 50 هزار نیروی سپاهی از تبس به واحه سیوا حمله کرده بود.

 

پس از هفت روز راه پیمایی در صحرا لشگر ایرانیان به واحه ای رسید که به گفته ناریخ نگاران الخرجه بود اما پس از ترک این واحه، این لشگر عظیم 50 هزار نفره ناپدید شد.

 

به گفته هرودت علت این امر وقوع توفانی شدید و مرگبار بود که ستون‌های عظیم ارتش ایران را در لایه‌های شن و خاک فرو برد به حدی که تمامی افراد سپاه را بلعید و مدفون کرد.

 

یک قرن پس از آن که هرودت گزارش خود را نوشت اسکندر مقدونی موفق شد با سفر زیارتی خود به معبد آمون در سال 332 پیش از میلاد، دوستی وتایید کاهن این معبد را با کسب لقب الهی پسر زئوس ، برای خود بدست آورد.

 

افسانه ارتش گمشده کمبوجیه به هرحال به عنوان یکی از روایات عهد عتیق به فراموشی سپرده شد و به دلیل بدست نیامدن هرگونه اثری از جنگجویان پژوهشگران به تدریج این داستان را در ردیف داستان‌های خیالی تلقی کردند.

 

اکنون دو تن از باستان شناسان برجسته ایتالیایی اعلام کرده‌اند که شواهد تکان دهنده‌ای از ارتش گمشده پارسیان بدست‌ آورده‌اند که نشان می‌دهد درواقع در توفان شن بلعیده شده‌اند. این دو باستان شناس و برادارن دو قلو «آنجلو» و« آلفردو کاستیگلیونی» پیش از این نیز به دلیل یافته‌های باستانی‌شان در 20 سال پیش یعنی کشف «شهر طلا» در مصر باستان شهرت داشته‌اند.

 

طبق گزارش‌هایی که اخیرا در فستیوال فیلم‌های باستان‌شناسی «رورتو» نیز مطرح شده این کشفیات نتیجه 13 سال تحقیق و بررسی و 5 برنامه حفاری در صحرا بدست آمده است.

 

همه این فعالیت ها از سال 1996 و درجریان کاوش‌های باستان‌شناسی آغاز شد که توسط «آلفردو کاستیگلیونی» مدیر مرکز تحقیقات شرق صحرا در ونیز، با هدف تحقیق و بررسی شهاب سنگ‌های موجود در نزدیکی بحرین، (واقع در واحه ای کوچک با فاصله ای نه چندان دور از سیوا) صورت می‌گرفت.

 

تیم کاوش درحالی که در منطقه مشغول کار بود متوجه اشیای نیمه مدفون از سفال و برخی بقایای انسانی شدند. از این رو تلاش های دو برادر باستان‌شناس به جستجوی چیزی متمرکز شد که می‌توانست در آن منطقه به نوعی پناهگاه طبیعی باشد.

 

طی بررسی‌های انجام شده متوجه صخره ای به ارتفاع 1.8 متر و 35 متر درازا باحفره ای به عمق 3 متر شدند که که به عنوان امری طبیعی درصحرا یافت می‌شود اما این صخره بزرگ تنها چیزی بود که درآن منطقه بدست‌آمد.

 

به گفته کاستیگلیونی اندازه و شکل این صخره از آن پناهگاه خوب و کاملی برای پناه بردن دربرابر توفان های شن ساخته بود.

 

این بررسی‌ها همزمان شد با کشف بقایایی از سلاح‌های باستانی از جمله خنجرهای برنزی و تعداد سرنیزه که توسط یک زمین شناس مصری به نام «علی برکت» از دانشگاه قاهره بدست آمد.

 

کاستیگلیونی می گوید: «درست است که ما از اشیای بسیار کوچکی سخن می‌گوییم اما این اشیای کوچک بی‌نهایت مهم‌اند زیرا این اشیا اولین اشیای عصر هخامنشی و مشخصا زمان حکومت کمبوجیه هستند که از بیابان‌های شنی درمحلی بسیار نزدیک به سیوا بدست آمده‌اند.»

 

درپی کشف این اشیا در تیم کاستیگلیونی نیز موفق به کشف یک بازو بند نقره، یک گوشواره و تعدادی گوی که احتمال می‌رفت بخشی از یک گردنبند باشد، بدست آوردند.

 

 طبق همین گزارش «آندره کاگنتی»متخصص طراز اول جواهرات باستانی نیز گفته است: «بررسی‌های اولیه‌ای که بر اساس تصویر این اشیا صورت گرفته،حاکی از آن است که تاریخ این اشیا قطعا به دوران هخامنشی باز می‌گردد. این گوشواره و نیز گوی‌های گردنبند که درمصر بدست آمده‌اند، همگی از جنس نقره بودند و درواقع گوی‌های گردنبند شباهت زیادی به گوشواره دیگری داشتند مربوط به قرن 5 پیش از میلاد که پیشتر از ترکیه بدست آمده بود.

 

درسال‌های بعد برادران کاستیگلیونی با بررسی نقشه‌های باستانی به این نتیجه رسیدند که ارتش کمبوجیه هزگز به مسیر درازی که تصور می‌شد مسیرکاروان رویی از واحه «دخله »و واحه «فرافرا» بوده، نرفته است.

 

از قرن 19 میلادی باستان‌شناسان و محققان بسیاری در تلاش برای کشف سرنوشت ارتش گمشده در امتداد مسیر یاد شده کارکرده‌اند اما هیچ یک درتلاش‌های خود موفق نشدند. دربررسی های تازه ما مسیر ها و فرضیه های مختلفی را جستجو کردیم که از جنوب می‌آمد . درواقع ما دریافتیم که چنین مسیری تقریبا از سلسله 18 مصر باستان وجود داشته و محل تردد صحراگردان بوده است.

 

به گفته کاستیگلیونی ارتش پارسیان از منطقه الخرجه راه جاده ای غربی را به منطقه «قلف الکبیر»از طریق وادی «عبدالملک» پیموده و سپس به سوی شمال سیوا رهسپار شده است.

 

این مسیر باتوجه به این که در مسیر دیگر واحه ها همه تحت کنترل مصریان بود به ارتش کمبوجیه کمک می‌کرد که بدون الزام به جنگ و درگیری در واحه‌های دیگر بدون مزاحمت پیشروی کنند.

 

برای بررسی فرضیه‌های دیگر، برادران کاستیگلیونی دست به مطالعات زمین‌شناسی در مسیر جایگزین زدند. طی این بررسی‌ها آنان مخازن‌های خشک شده و نیز چاه‌های مصنوعی متعدد وصدها ظرف سفالی برای حمل آب بدست آوردند که همگی در زیر شن‌ها مدفون شده بودند. این قبیل منابع و مخازن آب احتمالا برای حمل در راهپیمایی در صحرا ساخته می‌شده است.

 

آزمایش‌های تعیین دوره زمانی این ظروف سفالی را 2500 سال قبل تعیین کرده‌اند که دقیقا مصادف با دوره کمبوجیه است.

 

طی آخرین کاوش‌های انجام شده در سال 2002 برادران کاستیگلیونی به محلی که مکان کشفیات اولیه آن‌ها بود بازگشتند و درست در همان جا درحدود 100 کیلومتری جنوب سیوا روشن شد که نقشه‌های باستانی در مورد مکان معبد آمون دچار اشتباه شده‌اند.

 

سربازان معتقد بودند که به مقصد مورد نظر خود رسیده‌اند اما به جای آن معبد با بادهای قدرتمند، مرگبار و غیر منتظره‌ای موسوم به توفان «خمسین» مواجه شدند که از جنوب شرقی و از منطقه صحرا به سوی مصر می‌ورزید.

 

برخی سربازان جان پناهی در برخی پناهگاه های طبیعی بدست آوردند اما سربازان دیگر به مسیرهای مختلف دیگری افتادند. از این گروه برخی به دریاچه سیترا رسیدند و درنتیجه جان بدر بردند.

 

درپایان این کاوش‌ها تیم برادران باستان شناس تصمیم گرفتند داستان‌هایی را درباره هزاران استخوان انسانی که دهه‌ها پیش براثر وقوع طوفان در نزدیکی همان منطقه آشکار شده بود، مورد بررسی قرار دهند.

 

درواقع آنان با قبرهای گروهی مواجه شدند که پر از صدها تکه استخوان و اسکلت انسان بود.

 

کاستیگلیونی افزود:«درجریان این تحقیقات ما دریافتیم که اشیای باستانی زیادی قبلا توسط دزدان و حفاران غیر مجاز در معبد از زیر خاک خارج شده و از این میان شمشیری بسیار زیبا نیز بدست آمده بود که به یک توریست امریکایی فروخته بودند.»

 

درمیان این انبوه استخوان‌ها تعدادی سرنیزه ایرانی و نیز تکه‌هایی از تجهیزات مربوط به اسبهای جنگی بدست آمد که نمونه‌های مشابهی از این تجهیزات در آثار نقاشی از برخی اسب‌های ایران باستان ترسیم شده، دیده می‌شود.

 

 دل بوفالو نیز می‌گوید: «دراین صحرای خالی از سکنه و وحشی ما با ارزش‌ترین مکانی را کشف کردیم که درواقع محل وقوع یک تراژدی تلخ بوده است.»

 

تیم پژوهشی درپی این یافته‌ها نتایج تحقیقاتی خود را با تیم تحقیقات زمین‌شناسی مصر درمیان گذاشت و اشیای بدست آمده را نیز به مقامات مصر تحویل داده‌اند.

 

دل بوفالو می گوید:«من مطمئن هستم که ارتش گمشده در جایی پیرامون همین منطقه که ما مورد بررسی قرار داده‌ایم شاید در 5 متری عمق شن‌های صحرا مدفون شده‌اند.»

 

«مسلمان شلتوت»استاد اختر فیزیک در موسسه ملی تحقیقات ستاره‌شناسی و ژئوفیزیک در قاهره معتقد است این بسیار محتمل است که ارتش کمبوجیه مسیرجایگزین غربی را برای رسیدن به سیوا برگزیده باشد.

 

وی می‌افزاید: «به نظر من این مسئله به طراحی بد در برنامه لشگرکشی مربوط است که سبب شد سپاهیان را در طول مسیرهای بیابانی با مشکل کمبود آب و غذا و بدتر از همه با پدیده فوران توفان کشنده خمسین مواجه کند.»

 

«پیرو پرونتی» سردبیر مهم‌ترین مجله باستان‌شناسی ایتالیا نیز می‌گوید: «من به‌شدت تحت تاثیرفعالیت‌ها و زحمات کار پژوهشی باستان‌شناسان درمصر قرار گرفته‌ام و فکر می‌کنم یافته‌های برادران کاستیگلیونی بسیار امید بخش است.»

 

وی افزود: «درواقع کاوش‌های آنان همه براساس مطالعات بسیار دقیق در زمینه منظر و چشم‌اندازهای منطقه صورت گرفته و کاوش‌های بسیار عمیق در منطقه مطمئنا ضروری است.»

 







نوع مطلب : هخامنشیان، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 30 مهر 1389 :: توسط : محسن بابا
درباره وبلاگ
دراین وبلاگ شما می توانید حوادث تاریخی ،زندگینامه ی بزرگان و مطالب جالب و آموزنده تاریخی را بخوانید.
با تشکر مدیریت وبلاگ

مدیر وبلاگ: محسن بابا
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو